خرید بک لینک

درباره سایت

رمز رهایی

امکانات وب

گوشه حياط خانه شما ايستاده ام و تماشا مي كنم.

هنوز پاییز است و حیاط پر از برگ های خیس

تو از خانه بيرون مي آيي با سيگاري بر لب و چند کتاب كه با خشم مي ريزي توي حياط
نيم نگاهي تلخ هم به من مي اندازي
اينبار مي روي توي زير زمين و با يك استانبولی و كمي نفت مي آيي

کتابها را دانه دانه توی استانبولی می اندازی

شعرهايم براي خانم الف...
روزهاي بي خانم الف...
خانم الف كجايي...
نگاهم مي كني و تلخندي مي زني و سيگارت را مي اندازي روي کتاب ها

اما بجای کتابها، تن من آتش می گیرد.

فریاد می کشم و تقاضای کمک می کنم
تو با چهره اي بيحالت تر از هميشه مي گويي
الف تو مرده اي .
تو و همه خاطراتت براي من مرده اي

لاي همه آن کتابها براي من مرده اي

و من مانند پروانه ای رقصان می سوزم و بالا می روم

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 14:58

صفحه بندی